تبليغاتX
دانــــوش - آن زمستان

یادت می آید...

آن روزهای سرد زمستان

که من و تو همچون مستان

می آمدیم به وبلاگستان

نبودیم اینچنین دوستان

همچون کودکان دبستان

ویا حتی کودکستان

بویی نبردیم از آن گلستان

تو فرار می کردی از آن داستان 

من می گفتم خدایا دادم بستان

چه زود گذشت آن زمستان!

 پی نوشت : خسرو شکیبایی را بسیار دوست می داشتم . خدا رحمتش کنه

irna